مرتضى مطهرى

236

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ديگر همهء واقعيتها را مطابق با ارزشها ندانسته‌ايم ولى اكثر واقعيتها را مطابق با ارزشها قائل شده‌ايم ، چون اكثريت چنين انطباقى را دارد . آن واقعيتهايى كه كريه و زشت هستند اثرشان به اندازهء اين واقعيتهاى زيبا و بايستنىها نبوده است . پس طبق اين بيان ، اشكال به كلى حل مىشود . تكامل را توجيه كرديم بدون اينكه دچار آن اشكال شده باشيم . نظام احسن اگر بحث از نظر تاريخى باشد ، اشكال به همين صورت حل مىشود . ولى البته مسئلهء تضاد ميان واقعيت و ارزش مسأله‌اى است كه اساساً در سطح فلسفه قابل طرح كردن است ، يعنى در سطح كل جهان نه در سطح تاريخ . در سطح تاريخ به همين مقدار قضيه حل مىشود . در سطح فلسفه ، مسائلى هست كه طبق آن مسائل به يك اعتبار همان « الخير فيما وقع » را در جميع حوادث بايد گفت . چون مسئلهء « نظام احسن » كه در هستى مىگويند معنايش عاليترين نظام ممكن است . وقتى مىگويند « عاليترين نظام ممكن » بنابراين واقعيتى كه نبايستنى باشد و با اينكه نبايستنى بوده است مع ذلك باز وقوع پيدا كرده است ، با اصل نظام احسن و با اصل « الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ » « 1 » جور در نمىآيد . جواب اين اشكال چيست ؟ اين البته مطلبى است كه به مسائل فلسفه مربوط مىشود نه به اينجا . همين قدر اجمالًا گفتم براى اينكه توجه به اين مسئله داشته باشيد . ولى از نظر مسئلهء تكامل تاريخ قضيه به همين شكل قابل حل است ، چون واقعاً هم همين جور است . منتها اينجا بايد ما اين مسئلهء « بايد » ها را تحليل كنيم كه اصلًا اين « بايد » ها از كجا پيدا مىشوند ؟ اينكه ذهن ما در مقابل « هست » ها « بايد » ها خلق مىكند ، اين بايدها از كجا پيدا شده است ؟ با تحليل اين بايدها آن مشكلات هم در جاى خودش حل مىشود كه حال آن يك مسئلهء كلى و مسئلهء ديگرى است . اينكه تكامل را در مجموع بايد حساب كنيم و در كليهء ابعاد بايد ملاحظه كنيم ، بدين معنى است كه مجموع اجتماعات بشرى از اول تا بدين وضع در ابعاد مختلف رو به تكامل بوده است . ولى اين چطور مىشود ؟ ممكن است انسان وقتى كه جامعه‌هاى قبلى را با جامعه‌هاى فعلى مقايسه مىكند متوجه شود كه جامعه‌هاى قبلى نسبتاً بهتر از اين جامعه‌ها بوده‌اند ، چون در مجموع بايد حساب كرد . حال ما در محيطى هستيم كه از آن بدبختيهايى كه در محيطهاى ديگر هست خبرى نيست . در نتيجه ممكن است خيلى خوشبينانه قضاوت كنيم و بگوييم بله ، وقتى كه اين جامعه را با جامعه‌هاى مثلًا هزارسال پيش مقايسه مىكنيم مىبينيم تكامل يافته است . ولى ممكن است انسان در جامعهء ديگرى باشد ، مثلًا در ويتنام باشد و مقايسه كند ؛ مىبيند كه خير ، نه تنها تكامل نيافته ،

--> ( 1 ) سجده / 7 .